فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
195
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
عمل از طرف آنها چه بوده است جز آنكه شواهد آشكار حكم مىكرد كه قاتلان در جستجوى مقتول بوده و بر اثر عداوت شخصى او را به قتل رسانيده بودند زيرا با اينكه سرش را بريده بودند پول و انگشتريهائى كه در دست داشت همچنان باقى بود . و اگرچه كاروانيان به چندتنى مظنون شدند مصلحت نديديم كه دربارهء آن مطلقا سخنى گفته شود . حتى هنگامى كه اين سوءظن نسبت به افراد را در حضور سفير اظهار كردند وى ناگزير روى خوش نشان نداد . چهارشنبه يازدهم همان ماه ، تا دهكدهء اوجان ، سه فرسنگ راه پيموديم . دو ثلث اين راه سخت و ناهموار بود . در كوهى بسيار عمودى و پر از سنگهاى بزرگ همواره بالا و پائين مىرفتيم و بخصوص در بالا رفتن دچار رنج زياد مىشديم چنان كه سفير مجبور شد سوار بر اسب حركت كند و تخت روان او را چندنفر روى دست مىبردند . قسمت جنوبى اين كوه ، مانند بيشتر كوههاى فارس كاملا باير و بىآب و علف بود اما تعدادى بوتهء ترنجبيل و چندين درخت سقز از همان نوع و به همان بزرگى كه پيش از اين گفتهايم و از آنها كمى مصطكى مىگيرند ديده مىشد . دامنهاى كه از آن بسوى شمال فرود مىآيند كاملا باير است جز اينكه جاىجاى بوتههاى خار در آن ديده مىشود . سفير در اطاقى كه نزديك مقبرهاى بنا شده بود مسكن گرفت . اين مقبره به مناسبت آنكه مدفن امامزادهاى از اولاد على و فاطمه [ ع ] دختر محمد [ ص ] بود نزد اهالى احترامى خاص داشت . بمحض رسيدن سفير ، زاهد يا درويشى كه متولى مقبره بود به ديدار وى آمد و آنچه را دربارهء امامزاده بيان كرديم براى وى نقل كرد و افزود كه تعدادى مرد و زن بيمار و كور و فلج بر اثر معجزات آن امامزادهء والامقام شفا يافتهاند . او براى ثبت معجزات امامزاده دفترى ترتيب داده بود . اين دهكده و مقبره در دشتى واقع شدهاند كه رودخانهاى كوچك و كمى باتلاقى اما انباشته از ماهى در آن جريان دارد . نزديك دهكده ، بوسيلهء پلى سنگى از رودخانه عبور مىكنند .